![]() |
![]() |
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و هشتم بهمن 1387ساعت 6:8 PM توسط دختربمی |
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و هشتم بهمن 1387ساعت 5:38 PM توسط دختربمی |
|
|
می خوام یه شهری بسازم پر از گل پونه و یاس بچه های گرم کویر فردای بم دست شماست دستاتونو بدین به هم که جاده ها بازه هنوز هزار تا چشم منتظر به فکر پروازه هنوز می خوایم یه شهری بسازیم پر از نگاه و روشنی جنس دلا شیشه باشه خونه اما از جنس سنگ خونه رو دیگه می خوام صبور و محکم بسازیم عاشقارو خبر کنید با هم می خوایم بم بسازیم ترانه ی عاشقی رو داد بزنیم تو کوچه هاش گل های رازقی بدیم دست تموم بچه هاش
بادبادکای شاد ی رو بازم با هم هوا کنیم برای هر چی قلب صاف تو عالمه دعا کنیم بچه های گرم کویر بسه دیگه غصه و غم وعده ی ما یه روز خوب تو شهر مهربون بم
قصه ی شهر تازمون به گوش دنیا می رسه دوباره کلی افتخار به مردم ما می رسه
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه چهارم دی 1387ساعت 8:36 PM توسط دختربمی |
|
|
بازم شادی و بوسه گلی سرخ و میخک
می گن کهنه نمی شه تولدت مبارک تو این روز طلایی تو اومدی به دنیا وجود پاکت اومد تو جمع خلوت ما تو تقویما نوشتیم تو این ماه و تو این روز از آسمون فرستاد خدا یه ماه زیبا بازم شادی و بوسه گلای سرخ و میخک می گن کهنه نمی شه تولدت مبارک مامان جونم عزیز دلم تولد مبارک مامانی اینقده دوست دارم که نگوووو دادش کو چیکه تولد تو هم مبارک امیدوارم هر روزت بهتر از دیروزت باشه . |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه چهارم دی 1387ساعت 7:57 PM توسط دختربمی |
|
|
*چه خوبه همیشه دل همه بهاری باشه
خزون دل ها هیچ وقت فرا نرسه
دل بهاریم با وجود تو بهاری می مونه
پس نذار هیچ وقت خزون دل ها فرا برسه...! |
|
+ نوشته شده در
جمعه پانزدهم آذر 1387ساعت 5:19 PM توسط دختربمی |
|
|
آرزوی بهترین ها رو براتون دارم! تولدتون مبارک!
|
|
+ نوشته شده در
شنبه چهارم آبان 1387ساعت 2:25 PM توسط دختربمی |
|
|
اگر تنها شویم باز هم خدا هست امیدی در دل این نا کجا هست نگو دنیای ما وهم و خیال است... حقیقت بین این افسانه ها هست نگو بیهوده ایم مانند مرداب هزار رودخانه ی بی انتها هست نگو دنیا به مانند کویر است که زیر خاک هزاران کیمیا هست نرو آن سوی دریای جدایی که خوشبختی همینجا پیش ما هست نرو در سرزمین غربت و درد
با سپای از نابینای عشق... |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه دوم آبان 1387ساعت 5:44 PM توسط دختربمی |
|
این منم خسته ، در این کلبه ی تنگ ،جسم درمانده ام از روح جداست ... من اگر سایه ی خویشم ، یا رب روح آواره ی من کیست ؟؟؟؟ کجاست ؟؟؟...
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیست و پنجم مهر 1387ساعت 1:30 PM توسط دختربمی |
|
|
ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه هجدهم مهر 1387ساعت 5:36 PM توسط دختربمی |
|
|
* همیشه وقتی مهمونی ها تموم میشه، حس غریبی دارم… چه برسه به این دفعه که مهمونی خدا تموم شد… استشمام عطر خوش بوی .عید فطر از پنجره ملکوتی رمضان گوارای وجود پاکتان. |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه دهم مهر 1387ساعت 2:7 AM توسط دختربمی |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
سلام و درود به تمامی عزیزان
همان طور که از اسم وبلاگ معلومه من یه دختر بمی هستم متولد سال 5/1/1372و دوستدار شدید پرسپولیس و عضو ی از خانواده ی بزرگ تو بگو ....... ღღღ چقدر سخته تمام وجودت اون رو بخواد ولی فاصله ها مانع رسیدن به اون شه! |
|
RSS
|